زمین انسان ها آنتوان دو سنت اگزوپری - طوفان و مه و برف گاهی آزارت خواهند داد. آن وقت به همه کسانی فکر کن که پیش از تو با اینها درپیچیده اند. فقط با خود بگو: آنچه را که دیگران توانستند بکنند من هم خواهم توانست بکنم. - و به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پر نخواهد کرد. نمی توان برای خود دوستان قدیمی درست کرد. هیچ چیز با این گنجینه خاطرات مشترک ، این همه رنج ها و مصائب باهم چشیده،این همه قهرها و آشتیها و هیجان های تند همسنگ نیست. این دوستیها تکرار نمی شوند. - گنج راستین یکی بیش نیست و آن روابط میان آدم هاست. - در برف غریزه بقا یکسر نابود می شود. آدم پس از دو ، سه ،چهار روز راهپیمایی آرزویی جز خواب ندارد. من آرزوی خواب داشتم. ولی با خود می گفتم، زنم اگر زنده ام بپندارد ،یقین دارد که راه می روم. رفقایم یقین دارند که در حرکتم. آنها همه به من اعتماد دارند و من بیشرفم اگر به آنها پشت کنم. - انسان بودن همان مسئول بودن است. آرزو می کنم ... روزی را که بتوانم دوست بدارم انسان را روزی را که بتوانم پیله ام را پاره کنم روزی که در آن قادر به دیدن باشم .... روزی که تفاوت ها، ابزار یادگیری باشند و نه سبب نفرت و جدایی روزی که بپذیرم می توانم بیاموزم از هر سنخ آدمی روزی که قدرت یابم به ملامت کردن خود روزی که صداقتم ،رفتارم در خانه برخوردم با دوست و کردارم در جامعه ملاک اندازه گیری باشد آرزو می کنم روزی را که بدانم انسان سازی از خود سازی آغاز می شود روزی که اندازه بگیرم فاصله ی حرف و عمل ام را روزی که بکوشم پر کنم این فاصله را آرزو می کنم روزی را که انسان باشم نازنین ناصری نیاکی- تقویم شاپریا در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند میچ البوم از متن کتاب: -در بهشت پنج نفر را ملاقات می کنی، هر کدام از ما بنا به دلیلی در زندگی تو بوده ایم. شاید آن موقع علتش را نفهمیده باشی، و بهشت برای همین است. برای درک زندگی ات روی زمین. - بزرگتریت هدیه ای که خدا می تواند به تو بدهد این است:درک آن چه در زندگی ات گذشته. - هیچ چیز تصادفی نیست. ما همه به هم وصلیم. نمی توانی یک زندگی را از زندگی دیگر جدا کنی، همانطور که نمی توانی نسیمی را از باد جدا کنی. - هیچ عمری هدر نمی رود ، تنها زمانی که هدر می دهیم، زمانی است که فکر می کنیم تنهاییم. - بهشت همین است، آدم می تواند دیروزهایش را معنی کند. - وقتی آرامش پیدا می کنی که خودت آن را ایجاد کنی. - هر آغازی پایان هم هست، فقط در آن لحظه این را نمی دانیم. فقط مرغ های دریایی اند که از طوفان نمی هراسند، حتی وقتی در میان دریاها جهت خود را گم می کنند و جایی برای نشستن پیدا نمی کنند ، آن قدر بال می زنند که توفان فرونشیند و زمینی برای نشستن بیابند یا در همان اوج جان می دهند، آن که در میان امواج می افتد مرغ دریایی نیست... مرغ دریایی در اوج می میرد... آخرین توان خود را صرف اوج گرفتن می کند تا سقوط را نبیند...! آندره مالرو/ ضد خاطرات ما اشتباه می کنیم که از چراغ، انتظار شکستن شب داریم شب سرانجام خودش می شکند دیگر خدای را در پستوی خانه نهان نخواهم کرد دیری است که بی هراس بر بام بلند شب آمده برایت چراغ آورده ام برایت بامداد و بوسه آورده ام برایت باران،آسودگی ، امان برایت آب آورده ام دست روی خسته خویش را از این عذاب بی شفا بشوی ما دستمان خالی است ما فقط پی یک پرسش ساده آمده ایم به ما بگو آراء آینه را در سنگ و سوگ کدام باور بی کجا شکسته اید؟ وقتی دلم یک گفتمان یا تفکر عمیق فلسفی بخواد، ذهنم به سمت رمان ظرافت جوجه تیغی کشیده میشه... خیال می کنم ما می توانیم خلق و خویمان را انتخاب کنیم. به دلیل این که ما ضمیری داریم که بستر یا لایه های متعددی دارد و آدم امکان دسترسی به این لایه ها را دارد. ظرافت جوجه تیغی الهی گر زارم،در تو زاریدن خوش است. ور نازم ، به تو نازیدن خوش است. از مناجات خواجه عبدالله انصاری پرواز شبانه اثری دیگر از آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده مشهور شاهکار ((شازده کوچولو)) است. داستان این کتاب به یک فرودگاه کوچک رفته و به دغدغه های زندگی کاری خلبانان پرداخته است. - خوشبختی انسان نه در آزادی ، بلکه در پذیرش یک ((وظیفه)) نهفته است. - بیخوابی های یک موسیقیدان ، اگر باعث شود آثار زیبایی بیافریند، بی خوابی زیبایی است. - ببین در زشتی چه زیبایی ای نهفته است که عشق را رد می کند! -کاپیتان: مردانی را که به آن ها فرمان می دهید دوست بدارید، اما به آن ها نگویید. - گرچه زندگی انسان با ارزش است ، اما همیشه طوری رفتار می کنیم ، انگار چیز با ارزش تری از زندگی هست... - هیچ راه حلی در زندگی وجود ندارد. نیروهایی در جریانند ، نیروهایی که آدم ها باید به راهشان بیندازند و آن وقت ، راه حل ها به دنبال آن می آیند.
| Design By : Night Melody |

