بهترین مطالعات من

 

 

داستان این کتاب درباره ی پسربچه ای  کوچک و سرگرم کننده است که در برزیل و در خانواده ای  فقیر  و پرجمعیت  زندگی میکند.رویایی و خیال پرداز است و بسیار  بازیگوش .او بدترین بازی ها را- که خودش خلق کرده – سر  برادران  وخواهرانش  و مردم محله در می آورد.او بارها در سراسر داستان بشدت   تنبیه می شود .و خواننده را در اندوه کودکانه اش سهیم میکند. داستان  کتاب احساسی توام از غم و شادی به خواننده می دهد.واسکنسلوس با قهرمان خردسالش موسوم به زه زه (مخفف ژوزه) بر تمام خوانندگانش تاثیر گذاشت .بی سبب نیست که درباره ی این کتاب  گفته اند یکی از زیباترین آثاری است که درباره کودکی و دنیای آن نوشته شده است.

  درخت زیبای من       
نویسنده:ژوزه مائوروده واسکنسلوس   مترجم:قاسم صنعوی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٠ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط شازده نظرات () |

  نویسنده: فرهاد جعفری

 

چه انتظاری از خواندن  این رمان  دارید؟

 اگر بدنبال  این هستید  که فضایی شبیه به داستان های  ادبیات کلاسیک –که اولین مشخصه ی آنها  وزین بودن و ماجرای یک داستان عاشقانه سوزناک است -  را تجربه کنید , اشتباه  کرده اید.کافه پیانو کتاب عجیب و غریبی است که به سبک داستان های سنتی  ایرانی  نیست , بلکه درباره ی واقعیت های  روزمره ی زندگی  مردی است که عاشق ادبیات کلاسیک است.اصلا  همه ی چیزهای کلاسیک , آنتیک وقدیمی را دوست دارد:از آدم ها گرفته  تا , فیلم , رمان ,موسیقی,قهوه, سیگارپیچ نقره ای روسی و...

کافه پیانو در میان  نسل جدید رمانها و داستان های ایرانی  (داستان های مدرن)  متولد شده است ,که به جرات میتوان گفت در میان آنها یک شاهکار است. انتشار  بی امان این نسل از داستان ها  نشان میدهد که دیگر قرار نیست کسی به سبک کلاسیک  و سنتی  بنویسد. یا برای مثال دیگر قرار نیست چوپان عاشقی  نی محزونش را بردارد و زیر پنجره ی اتاق یک شازده خانم قجری  بنوازد.

چون انسان ها تغییر کرده اند!

حتی کیفیت عشقی که راوی داستان به همسرش- پری سیما - دارد شبیه آنچه که در نوع کلاسیکش دیده اید یا خوانده اید نیست.درک چنین عشقی برای برخی از مخاطبان بسیار سخت است.اما یک واقعیت بدیهی از روابط همسران در زمانه ی ماست.

یک تفاوت بسیار بارز کافه پیانو- با همتایان کلاسیک و مدرن اش- رفتار راوی داستان نسبت به حضور صفورا(زن دوم داستان) است.مردی که در شرف جدایی از همسرش است با این حال زن زیبا و لوندی  را که وارد زندگی اش شده –یا بهتر است بگویم وارد کافه اش  شده- را قابل رقابت با همسرش نمیداند و به هیچ قیمتی حاضر نیست به همسرش خیانت کند.نه از سنت  عقب مانده و نه از مدرنیته. عاشق تنها  دخترش است و همه ی زندگی اش  را برای او می خواهد؛گل گیسو –دختر راوی- کسی است که کل رمان بخاطر سوال کنجکاوانه او از پدرش شکل گرفته است و از ابتدا تا انتهای داستان حضور دارد. تربیت و رشد او برای راوی از همه چیز مهمتر است,دخترش را به روشی تربیت می کند که به جرات می توان  گفت در زمانه ما کمتر پدری پیدا می شود که برای پرورش دخترش تا این حد حساس ,پیگیر و آگاه باشد.

خلاصه تمام ارزش ها و مضامینی که در ادبیات سنتی مان سراغ دارید را در کافه پیانو به شکل امروزی آن خواهید دید. کافه پیانو یک تجربه تازه است که اطمینان دارم از خواندن آن لذت خواهید برد.

 

برگزیده هایی از متن کتاب

اگر می بینید کسی کار بزرگی نمی کند، برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند؛ یا اساسا آدم کوچکی است.

 

جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند.اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

 


 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٤ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

 

 این جمله معروف   ((دوست داشتن برتر از عشق است))  را  تقریبا همه شنیده ایم.
روی بیشتر پوستر هایی که از   دکتر شریعتی  چاپ  می شود , این جمله به چشم می خورد.سالهاست که همه به این جمله  ی  روی پوستر  اکتفا می کنند ,از  همه نوع  قشر و طبقه و ... از عوام تا دانشگاهی و روشنفکر:جالب اینجاست که با الهام از همین جمله کوتاه نطق  طولانی در  مدح دوست داشتن و مذمت عشق  می کنند و پشت استدلالات خود هم نام دکتر شریعتی را می آورند تا سند محکمی باشد برای ادعای  شان.اما یقین دارم هیچکدام  شان  متن کامل مقاله (دوست داشتن برتر از عشق است) را نخوانده اند.یا اگر خوانده اند , از این متن زیبا براستی چیزی نفهمیده اند.
 برداشت های  که از  این مقاله بسیار متد اول  است  و من نیز  بسیار شنیده ام ,  جملاتی ست از این دست:((  دوست داشتن از عاشق شدن بهتر است,اگر کسی را  دوست داری با او ازدواج کن,با او برو  و زندگی کن اما اگر عاشق کسی شدی از او دوری کن رسیدن  در عشق اشتباه  است!!!اگر کسی  را  دوست داری در عین حال    عاشق   دیگری هم هستی,     برو  به سراغ کسی که دوستش داری عشق را رها کن عشق یعنی غرق شدن اما  دوست داشتن یعنی شنا کردن.عشق خشن است و شدید و ناپایدار   و.....)).
افسوس که این متن زیبا و عمیق دکتر شریعتی را  اینگونه تعبیر و تفسیر می کنند.کاش اینان(( هبوط)) را خوانده بودند تا اینگونه درباره عشق قضاوت نمی کردند.
در کتاب هبوط در کویر:مقاله ششم.دوست داشتن از عشق برتر است. صفحه 323  , دکتر شر یعتی   قبل از شروع ,    در  یک مقدمه دو صفحه ای  در   تفسیر و رمز گشایی  این دو واژه  عشق و دوست داشتن  -که به  کررات در مقاله   آمده است  -   توضیح مفصلی داده اند.

((کتاب  هنر عشق ورزیدن را می خواندم که در آن ا ر یک  فر و م  با سرهم کردن حرف های کسانی چون .... می کوشد تا به نفع اومانیسم گله گشادی که تبلیغ می کند عشق ها را توجیه و تفسیر کند .... او ما نیست به  هر حال  یک کلی نگر ساده خوش قلبی است ... و چه می داند .... عشق بزرگ تری نیز وجود دارد ...عشق انسان به انسان عشق یک روح  به یک روح است.یک روح تنها و نیازمند به یک روح زیبا....در این انبوه خلق که همچون حشرات از زمین می رویند و هر یک به مصلحتی در این روزمرگی آلوده در هم می لولند و می میرند.دریغم آمد که آن را نیز عشق   بنا مم که شاعران آلوده اش کرده اند.خواستم ارادت بخوانم , ملا ها به حماقتش کشانده اند.گفتم بهترین کلمه در اینجا  خویشاوندی  است.خویشاوندی دو روح ,    دو بیگانه: با لطافت زیبایی که در ساختمان این کلمه است :(خویش) و (وند)! ترسیدم که نفهمند. به هر حال می گویم : دوست داشتن.و مقصودم عشق و  ارادت و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است  )).
این چنین است که دکتر شریعتی از استعمال واژه عشق بطور مستقیم در مقاله امتناع کرده اند. و از آن در لفاف واژه (  دوست داشتن) نام برده اند.حالا چطور ممکن است با مقدمه ای اینچنین واضح و روشن , باز  عامیانه بگوییم دکتر شریعتی عشق را قبول نداشته اند!. من هم عامیانه می گویم:در این مقاله گران بها هر جا که  واژه دوست داشتن آمده منظور همان عشق است و هر جا که واژه عشق آمده ,   منظور  عشق های قراردادی,عشق های آلوده به هوس و عشق های آتشین و زود گذر است.

 

تقدیم به روح بلند  دکتر علی شریعتی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٤ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

سازمان و تشکیلات زنان تا اواخر قرن  دوازدهم (اواخر حکومت قاجار ) در ایران وجود نداشت.زنان کشور
ما نه تنها از داشتن هرگونه تشکل صنفی فرهنگی یا اجتماعی محروم بودند , بلکه حتی  از شرکت در مجامع فرهنگی-هنری نهی می شدند و شرایط و امکانات فعالیت زنان مطلقا  فراهم نبود.

انقلاب مشروطیت که زمینه رشد احزاب سیاسی و در پی آن سازمان های فرهنگی را آماده ساخته بود , در سرنوشت زنان کشور ما بی تاثیر نبود , منجمله این اقدامات تلاش ها و کوشش هایی بود که بوسیله زنان روشنفکر و مترقی در جهت تشکل و مبارزه برای احقاق حقوق زنان صورت گرفت.

گیلان در این زمینه , در میان مناطق کشور پیشرو بود .روشنفکران گیلان در سال1295 شمسی جمعیت مترقی ((فرهنگ)) را تاسیس نمودند.جمعیت به کمک اعضای خود در صدد برآمد  تشکیلات مخصوص زنان را در گیلان تاسیس نماید , به همین منظور بخش زنان جمعیت شکل گرفت.در اثر فعالیت این جمعیت بین بانوان , عده ای از  بانوان گیلان به تشکیل ((جمعیت پیک سعادت نسوان)) مبادرت ورزیدند و برای بیداری زنان و دوشیزگان دست به تشکیل مدرسه ((سعادت)) و ((مجله  پیک سعادت))زدند.این جمعیت اولین بار در ایران روز   8  مارس را به عنوان روز بین المللی زنان پذیرفت و برگذار کرد.

بدنبال تلاش های بیدریغ ((جمعیت فرهنگ))گروه مستقل دیگری پا به عرصه فعالیت های اجتماعی گذاشت.همزمان با تاسیس ((جمعیت سعادت نسوان))کوشش های نا فرجامی بوسیله عده ای از بانوان متشخّص  و تحصیل کرده و متجدّد وقت در سال 1302 شمسی برای تاسیس ((جمعیت معارف پژوهان نسوان))  رشت صورت گرفته بود که به دلیل اختلاف عقیده منجر به شکست شد.
((جمعیت پیک سعادت نسوان )) پس از چندین سال تلاش برای تشکل آن در سال 1301 شمسی تاسیس شد و عده ای قابل توجه از زنان ترقّیخواه  رشت را به سازمان خود جلب  نمود.جنب و جوش , شور و هیجان و تلاش این گروه از بانوان مترقی چنان مثمر به ثمر گردید که یکی از نخستین تشکیلات زنان را در ایران بو جود آوردند.این امر تشویقی شد تا زنان  سایر شهر های ایران  هم به تب و تاب بیفتند  و پا بر عرصه مبارزه با جهل  بگذارند.
در همان ایام که ((جمعیت  پیک سعادت نسوان)) در گیلان سازماندهی می شد,  کوشش هایی بوسیله زنان ترقّیخواه در دیگر نقاط ایران از جمله تهران صورت گرفته بود.از جمله جمعیتی بنام ((نسوان وطن خواه))در سال1298 و متعاقب آن در سال 1305 شمسی جمعیتی بنام ((بیداری زنان ))جای آن را گرفت.
((جمعیت پیک سعادت نسوان))رشت دارای ارگان و تشکیلات فعالی بود که هر یک از آن نهادها در عرصه های مختلف امور اجتماعی , سیاست ,  هنر و فرهنگ فعالیت داشتند:

1.مدرسه پیک سعادت

2.مجله پیک سعادت نسوان

3.کتابخانه و قرائت خانه عمومی

4.گروه  تاتر

5.تاسیس کلاس های خیاطی و صنایع دستی

این جمعیت تا سال 1310 شمسی به فعالیت  خود ادامه داد و در جهت کسب حقوق زنان در ستیز بود.در این مدت به فرهنگ و هنر کشور خدمات شایانی نمود و خاطره گران بهایی  از خود به یادگار گذاشت.اما با فشار و یورش رضا خانی  در سال1310  .ش به مراکز هنری  و فرهنگی تعطیل و از فعالیت باز ماند.

 

منابع و مآخذ:
1.نوزاد.فریدون.تاریخ نمایش در گیلان(از آغاز تا 1332).رشت نشر گیلکان 1368 ص133

2.هوشنگ عباسی .جمعیت پیک سعادت نسوان .مجله گیله وا.شماره 2 .ص11.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٤ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |


دوستی می گفت عشقی که در این کتاب به مخاطب ارائه می شود یک قاعده نیست،یک استثناست!

من هم در پاسخ خواهم گفت: حق با توست، اما فکر کنیم که اگر یک قاعده بود، چقدر تا کجا به زندگیمان خسارت زده ایم؟

 

 

  یک عاشقانه آرام       نویسنده:نادر ابراهیمی

 

برگزیده هایی از متن کتاب:

 

 

 

((عشق به دیگری،ضرورت نیست،حادثه است.

عشق به وطن،   ضرورت است،     نه حادثه.

عشق به خدا ترکیبی ست از ضرورت و حادثه.


عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است نه شدت ظهورش((...

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۳ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com