بهترین مطالعات من

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

اوریانا فالاچی

این کتاب که فریادی است از خشم نسبت به آنچه بر سر بشر آمده در عین حال از عشق مادر شدن می‌گوید. کتابی که از نخستین سطر تا انتها سرشار از احساسات انسانی ست؛ شادی، ترس، مهربانی، یاس، خشم، امید، و اضطراب. شاید بحث اصلی کتاب سقط جنین باشد اما به طور کلی تمام دیدگاه‌های موجود در باره زن را توجیه می‌کند.

مادر از تمام حوادث و اتفاقاتی که در این دنیا برای ساکنانش روی می دهد می گوید. از خودش از پدر کودکش، از گذشته اش و ... در خلال صحبت هایش کودک را نصیحت می کند، سرزنش می کند و گاهی مورد نوازش و مهر خود قرار می دهد.

این کتاب سرشار از لطایف احساس مادری ست. احساسی که از سوی مردان به ندرت  قابل درک است.


هر کس به تو گفت: تو کشور ما عدالت برقراره! تو بهش بگو : دروغ گو و ازش بخواه بهت ثابت کنه که تو کشورش یه سری غذا مخصوص مایه دار و یه سری غذا مخصوص بی پولا نیست! زمستون فقط فصل پول داراست! اگه پول دار باشی سرما برات یه شوخیه که می تونی با پالتو پوست کلکش رو بکنی و گرم بشی. تازه بعدش بری اسکی!اگه بدبخت باشی سرما برات یه بلای آسمونیه! اون وقت یاد می گیری چه جوری از منظره های پوشیده از برف متنفر باشی.



نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٦ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com