بهترین مطالعات من

 

سحر رفیع. تصویرساز و طراح کاراکتر

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢٦ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

- گاهی باید جای آدم ها عوض بشه، خصوصا تو مطبخ، این به حال همه مفیده...

- هر زنی باید یک رازی برای خودش داشته باشه، خصوصا تو دستور پخت خوراکش...

- خوردن دست پخت هر کسی، مثل دیدن سفره دلشه... نمک خوردی و نمک دون شکوندی گناهت وبال گردنته تا ابدالآباد...

- نه عدد سیزده نحسه و نه هیچ عددی سعد که سرنوشت آدمی به هلیمی می مونه که بعضی ها با نمک می خورنش ، بعضی ها با شکر.

 

شرمین نادری- خانجون و بوی ریحون

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢٢ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱۳ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط شازده نظرات () |

من اصلا از این " به خاطر من " ها می ترسم. زنده گی با " به خاطر من " درست نمی شود. هنوز ازدواج نکرده ایم و گند " به خاطر من " ها درآمده است!

 

بیوتن. رضا امیرخانی

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱٢ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

بچه که بودیم سال و ماه و هفته اینقدر دیر می گذشت که نگو. حالا که بزرگ شدیم خیلی زود میگذره.

امروز دلم کمی گرفته بود. به همه سالی که گذشت فکر کردم.

 - دو تا فیلم خوب دیدم. دست کم برای من خوب بود. نوش دارو بود؛ برف روی کاج ها و بوسیدن روی ماه.

- با خواننده هایی آشنا شدم که سالها بود می خواندند اما من نمی شناختمشان. صدایشان تسکین غم و شادی من شد؛ عمرودیاب ، مری هاپکینز و دریا دادور.

- با نوشته های رضا امیرخانی آشنا شدم و تقریبا همه آثار داستانی اش را خواندم.

- سالی که گذشت، دو نفر دلم را شکستند، قاچ زدند. کانه اناری که رضا امیرخانی در من او گفته ، دلم را چلاندند. نمی دانم می بخشمشان یا نه.

- بودند کسانی که دلم را هم شاد کردند.

- یک نفر هم دلم را لرزاند! نمی دانم دلم آن طرف ها چه کار می کرده. نمی دانم قرار است چه بشود.

- نقاشی و تصویرسازی سرگرمم کردند.

- یه کارهایی برای چند نفر انجام دادم که فکر نمی کردم زیاد مهم باشه اما وقتی سال تحویل به من زنگ زدند ، تازه فهمیدم چقدر کارم برایشان مهم و با ارزش بوده و دلشان شاد شده.

- از نازنین ناصری نیاکی عزیز،هنرمند و با احساس هم تشکر می کنم که هر سال نزدیک عید همه مان را مشتاق دیدن شاپریای جدیدش می کند.

- دعا می کنم ،آرزو می کنم کشور من سالی خوبی را بگذراند. مردمش سیر باشند، توانگر باشند و به همدیگر احترام بگذارند. خدا به حسن آقا کمک کند تا از پس همه کارها به خوبی بر بیاید.

- دوستانم یکی یکی به من زنگ بزنند و از خودشان به من خبرهای خوب بدهند.

- زیاد بخوریم، زیاد برقصیم ، زیاد بخندیم و زیاد از با خدا بودن لذت ببریم.

آخیش دلم باز شد. وقتی برایتان نوشتم دلم باز شد.

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com