بهترین مطالعات من

تابستان امسال با نویسنده ای آشنا شدم که اثر داستانی - فلسفی اش اعجاب و تحسین مرا برانگیخت. تمام پاییز و زمستان را در حال و هوای این کتاب گذراندم و تا به امروز کتابی که بتواند جای آن را در ذهنم بگیرد، نیافته ام.

وقتی تصمیم گرفتم اینجا درباره این رمان بنویسم. هرچه فکر کردم نتوانستم افکارم را روی صفحه بیاورم. کتابی که هرگز نمی توانید آن را برای کسی تعریف کنید! کتابی که فراتر از یک رمان، یک تجربه است. این تجربه می تواند شیرین و یا به قول مادرم کسل کننده باشد. کتابی پر از مفاهیمی عمیق درباره فلسفه، هنر، زبان شناسی و... که در قالب یک داستان ارائه شده اند.

موریل باربری در سال 1969 در کازابلانکا به دنیا آمد. تحصیلات آکادمیک خود را در رشته فلسفه به پایان رساند و در ادامه به تدریس آن پرداخت. این که چه شد یک استاد فلسفه تصمیم گرفت داستان بنویسد نمی دانم. اما این روش همانند داستان درمانی در روان شناسی می تواند کمک بزرگی برای درک مفاهیم عمیق فلسفی باشد.

((شکم باره گی و ظرافت جوجه تیغی)) دو اثر این نویسنده هستند که ظرافت جوجه تیغی در ایران توسط دو مترجم بازگردانده شده است.

 داستان این کتاب  انتقادی ست به ابتذال ، سبک زندگی و سطحی اندیشی ساکنان ثروتمند یک  آپارتمان در یکی از خیابان های اعیان نشین پاریس.

 

گزیده هایی از متن کتاب در ادامه مطلب


- آغاز ارائه یک سرمشق: اگر نمی خواهی زندگی ات را با شنیدن هر آنچه دیگران می گویند خراب کنی،سرت را با گیاهان سبز خانگی سرگرم کن.

-  در بند حال برای اندیشیدن به فردا... ولی اگر کسی از فردا هراس دارد به خاطر این است که نمی داند چگونه حال را بسازد و وقتی کسی نمی داند چگونه حال را بسازد، به خود می گوید که فردا خواهد توانست آن را بسازد و این چرند است زیرا فردا همیشه بدل به امروز می شود، متوجه هستید؟

- ما هرگز آن سوتر از یقین های خودمان را نمی بینیم و ، خطرناکتر از آن ،از ملاقات کردن با دیگران صرف نظر کرده ایم. ما جز ملاقات کردن با خودمان کار دیگری نمی کنیم، بی آنکه خودمان را در این آیینه های همیشگی بشناسیم.

- اگر کاری در دنیا باشد که من هرگز آن را انجام نخواهم داد، آن هم شایعه پراکنی برای لطمه زدن به کسی است.

-فقط یک دوست داشته باش و او را خوب انتخاب کن.

-شاید زنده بودن یعنی همین:دنبال کردن لحظه هایی که می میرند.


 مکالمه زن سرایدار و پالوما:

پالوما:  این بو از کجاست؟

زن سرایدار:یک مشکل  گرفتگی لوله در حمام من وجود دارد.

پالوما: شکست لیبرالیسم!

زن سرایدار: نه، مساله مربوط به کانال کشی است و لوله ای گرفته است.

پالوما: این همان چیزی است که من به شما می گویم: چرا لوله کش تا امروز نیامده است؟

زن سرایدار: چون مشتری دیگری هم دارد.

پالوما: نه! چون اجباری ندارد. چرا اجباری ندارد؟

زن سرایدار: چون به تعداد کافی رقیب وجود ندارد.

پالوما،پیروزمندانه:

به حد کافی نظارت و کنترل وجود ندارد!


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٤ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com