بهترین مطالعات من

اسکار و خانم صورتی

امانوئل اشمیت.نویسنده و فیلسوف فرانسوی

البته قبل از هر چیز باید یادآوری کنم که ترجمه دیگری از این کتاب با عنوان اسکار و خانم گلی پوش توسط نشر چشمه ترجمه و در بازار کتاب عرضه شده است،که من با توجه به سلیقه شخصی ام فرقی بین این دو ترجمه ندیده ام.

اسکار و خانم صورتی حکایتی است از مرگ و زندگی که به زبانی روان اما عمیق روایت شده است.

اسکار پسر بچه ده ساله ای است که مبتلا به بیماری سرطان شده و شیمی درمانی و پیوند مغز و استخوان هم برای درمان او موثر نبوده است.

((... از عمل پیوند مغز و استخوانم به بعد  خوب حس می کنم که دیگر کسی از من خوشش نمی آید. وقتی دکتر دوسلدورف صبحها معاینه ام می کند پیداست که دیگر دستش به کار نمی رود. دلسردش کرده ام!... هر قدر دکتر دوسلدورف با آن چشم های غصه دارش بیشتر ساکت می ماند،من بیشتر احساس تقصیر می کنم. فهمیده ام که یک بیمار ناجور شده ام، بیماری که نمی گذارد همه خیال کنند که پزشکی معجزه می کند.))

خانم صورتی پیرزنی است که هر روز به دیدن او می رود و به اسکار یاد می دهد که چگونه در این 12 روز باقی مانده از زندگیش به اندازه 100 سال زندگی کند و لذت ببرد.

این کتاب شامل نامه های اسکار به خداست. هر روز یک نامه که در آن از خانم صورتی ، دکتر دوسلدورف پزشک معالجش ، پگی بلو دختر مورد علاقه اش، دوستانی که در بیمارستان پیدا کرده و پدر و مادرش برای خدا می نویسد.

((زندگی هدیه ای عجیب و بامزه است. اول از همه برای این هدیه ارزش زیادی قائل هستیم. فکر می کنیم که زندگی ابدی است و قدر آن را نمی دانیم. و بعد آن را فاسد و خیلی کوتاه می یابیم و تقریبا حاضر می شویم که آن را دور بیندازیم.عاقبت متوجه می شویم که زندگی نه یک هدیه بلکه گنجی است که به ما امانت داده شده است. حال سعی می کنیم که لایق و سزاوارش باشیم))

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com