بهترین مطالعات من

 

 

 

 

((روی ماه خداوند راببوس)) نویسنده:مصطفی مستور؛ کتابی بود که در بحرانی ترین شرایط زندگیم با آن آشنا شدم. داستان این کتاب چنان آرامش و یقینی بمن داد که نمونه اش را در این دو سال اخیر در خودم سراغ ندارم.بشما هم پیشنهاد میکنم چناچه این کتاب مشهور و تأثیرگذار را نخوانده اید حتما بخوانید.

 

((چند روایت معتبر)) کتابی دیگر از همین نویسنده است که نتوانست نصف موفقیت و محبوبیت کتاب قبلی را بدست بیاورد.چند داستان تراژیک و یأس آور؛ من خواندنش را بشما پیشنهاد نمیکنم.بجز چند جمله ی کم نظیر،این کتاب چیز جذاب و تأثیرگذار دیگری ندارد، جملاتی که حقیقتا روح را تکان می دهند.که من همه شان را برایتان نوشته ام:

 

((همه چیز سر جایش باشد و چه نباشد،کسی که گیج است همه چیز را بناچار گیج میبیند.حتی اگر این عالم بی منطق باشد،احتمالا این را کسی می فهمد که خودش،هندسه روح اش،منطقی باشد))

 

((... بعد بمن نگاه کرد و چیزی گفت که کیف کردم.گفت:دنیا نگاتیو آخرتست.بعد به بچه ها اشاره کرد و گفت:یعنی تو این سیل روشنی،این سیل نور را نمی بینی؟!))

 

خداوند از شدت ظهورش مخفی است.در واقع مفهوم این حرف اینه که خداوند اون قدر هست که گویی نیست.اون قدر حضور داره که انگار غایبه.اصلا غیبتش به دلیل شدت ظهورشه.میگن خداوند مثل یه صداست که از اول آفرینش تا آخر اون با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه.چنین صدایی رو تا قطع نشه کسی نمی تونه بشنوه.در واقع دائمی بودن صدا مانع شنیدنش میشه،شاید به همین دلیله که ما نمی تونیم خداوند رو درک کنیم.

 

God hath not promised

Skies always blue

God hath not promised

Sun without rain

Joy without sorrow

But god hath promised

Light for the way

Help from above

Undying love

   

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱۱ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com