بهترین مطالعات من

یک شاهکار از یوکو اوگاوا

درست مثل تماشای یک فیلم ژاپنی است. با یک ریتم آرام و هماهنگ که حتی فراز و فرود های هیچ کجای داستان باعث هیجان و ناراحتی خاطر مخاطب نمی شود.

رمانی سراسر احساس احترام، احساس مسئولیت و تعهد در قبال کار ؛عشق و زندگی، توجه و صرف وقت و حوصله برای سالمندان و کودکان و ...

- ما پروفسور صدایش می کردیم. او هم پسرم را جذر صدا می کرد چون می گفت بالای سر تخت و صاف پسرم او را یاد رادیکال می اندازد.

- ریاضیات دلیلی است بر وجود خداوند چون ریاضیات همچون وجود خداوند، مطلق و فاقد تناقضات است.

- بانو گفت:مشکل حافظه دارد. اختلال مشاعیر ندارد. مغزش خیلی هم خوب کار می کند.اما 17 سال قبل بود که در یک تصادف اتومبیل ضربه سختی به سرش خورد.قضیه ای را که 30 سال پیش مطرح کرده به خوبی به خاطر می آورد اما اگر ازش بپرسی دیشب شام چه خورده یادش نمی آید. به زبان ساده اینکه توی سرش فقط یک نوار 80 دقیقه ای است. حافظه اش دقیقا 80 دقیقه را ضبط می کند، نه بیشتر و نه کمتر

- کت و شلوارهای پروفسور همیشه پر از کاغذهای یادداشت بود که به وسیله سنجاق های ریز به لباسش وصل بودند.پروفسور برای جبران حافظه از دست رفته اش مجبور بود روی این کاغذها مطالب مهمی را که باید بخاطر نگه می داشت، یادداشت کند.



 اگر همه ما ریاضیات را از چنین معلمی یاد می گرفتیم حالا خیلی آدم های باهوشتری بودیم.

پی نوشت نیویورک تایمز درباره رمان خدمتکار و پروفسور

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٥ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com