بهترین مطالعات من

بنام خدا

گیلان یکی از پر بار ترین گنجینه های فرهنگ و ادب و تمدن ایران است.بنابراین شناخت پیشینه آموزش و پرورش این استان , با نقشی که در بهبود ساختار جامعه ی انسانی و هدایت آن بسوی پیشرفت دارد؛از ضروری ترین  نیازهای اجتماعی است که باید بصورت خواست اصلی جامعه مورد مطالعه قرار گیرد.

قبول آئین اسلام و گرویدن به این کیش فرصتی بود تا از برکت وجود گروهی از ایرانیان دانشمند راه نفوذ فرهنگ و دانش به این منطقه باز شود.در دوران حکمروایی صفویان, که تشیع مذهب رسمی ایران بود, علما و دانشمندان گیلان به بسیاری از نقاط ایران و عربستان راه یافتند؛در فقه و اصول به مقام مرجعیت و تقلید رسیدند و حوزه های درس آنان در میان طلاب مشتاقان زیادی داشت.گیلانیان افزون بر مسائل و مباحث دینی در زمینه هایی مانند ریاضیات ,فلسفه,عرفان و ادبیات نیز به مرتبه ی والایی دست یافتند.و ظهور دانشمندانی مانند کو شیار گیلی,عبدالرزاق لاهیجی,حزین لاهیجی,شیخ زاهد گیلانی,حکیم صبوری,حسام الدین دانش گیلانی و بسیاری دیگر که هر یک ستاره ای درخشان در آسمان فرهنگ گیلان بودند میتوانند نشانه ای بارز از توسعه و غنای فرهنگی گیلان در روزگاران گذشته باشد.

گیلان از هما ن آغاز به با سواد کردن زنان نیز همت گماشت و با استفاده از کمک های مردمی و جمعی از اصحاب فرهنگ و معارف توانست به تأسیس مدارس برای دختران  و زنان اقدامات چشمگیری  انجام دهد.اقدام به چنین کاری در زمانی صورت گرفت که حتی اندیشه چنین حرکتی نیز در ذهن مردم بسیاری از شهرهای کشور ما نمی توانست جائی پیدا کند.


گام های آغازین

در گیلان نیز همانند دیگر نقاط کشورمان رشد آموزش و پرورش بر استفاده از ریشه و بنیانی مذهبی تکیه داشت. و مساجد و

مکتب خانه ها در آغاز مسیر این حرکت قرار داشتند.
مسجد:     مسجد نخستین جایی بود که برای آموزش مورد توجه قرار گرفت.هر زمان که نماز به پایان می ر سید و مردم به مسجد نیازی نداشتند استاد در گوشه ای می نشست و شاگردان برای استفاده از درس  دور می نشستند و با شوق تمام گوش به گفتار  می دادند.هر حلقه درس به نام استادی خوانده می شد و گاهی نیز ((حلقه)) را مجلس می نامیدند.درس استادان در زمینه ی خواندن قرآن , حدیث,بحث در اصول دین و مذهب, تفسیر فقه (قوانین شرع) و بعدها صرف و نحو زبان عربی و ادبیات عرب و منطق و علم کلام بود که به تدریج به درس های مذکور افزوده گشت.مسجد معمولا" دارای موقوفه ای بود که از درآمد آن به پیشنماز،معلمین،واعظان و گاهی به طلاب حقوق داده می شد.

 مکتب:  پیشرفت فرهنگ مردم ایجاب میکرد تا برای آموزش الفبا و تعلیم قرآن به کسانی که در ردیف نو آموزان جای داشتند.در بعضی از مساجد به تاسیس مکتب خانه هائی اقدام کنند.و بعدها بیشتر علاقه مردم به فراگرفتن علم مکتب ها را نه تنها در مساجد, بلکه در هر جا ممکن بود , در دکّانها و یا در خانه ها نیز تاسیس نمودند.

رفتن به مکتب تابع سن وسال معینی نبود, هر کس که می توانست کمی از عهده ی شستشو و طهارت خود برآید اجازه داشت که به مکتب برود و با این ترتیب می بینیم که کودکان را از 5 یا 6 سالگی به مکتب می فرستادند.سن رفتن به مکتب با توجه به استعداد ذهنی و تواناییهای کودک تغییر می کرد و معمولاً آن زمان  از سن بلوغ بیشتر نمی شد.

پرداخت شهریه مکتب خانه هایی که در مساجد تشکیل می شد, از عایدات موقوفات مسجد تامین می گردید.در سایر مکتب ها , یعنی آنهایی که به صورت خصوصی از طرف مکتب دار ها در دکان و یا در خانه ها تشکیل می گردید, کودکان می بایستی هر ماه مبلغی به عنوان شهریه  به مکتب دار بپردازند.بعضی از مکتب ها مختلط بود یعنی پسرها و دخترها باهم در آنجا درس می خواندند, ولی اغلب مکتب  برای پسرها و دخترها به طور جداگانه تشکیل می  گردید.

هر قدر که سطح  سواد شاگردان بالاتر می رفت نوع کتابی که باید به آنان درس داده می شد فرق می کرد و از این رو کتابهای زیادی از جمله موش و گربه عبید زاکانی , مثنوی , نان  و حلوای  شیخ بهایی, گلستان  سعدی , دیوان حافظ, حسین کرد, بخشی از جامع المقدمات مانند امثله، شرح امثله و صرف میر،حیلة المتقین ،خاورنامه،نصاب ابونصر فراهی،امیر ارسلان،دزد و قاضی،کتاب دعا و کتاب ضامن آهو و خاله سوسکه (برای دختران) و... و دیگر کتابهایی را که خود مناسب می دانستند درس می دادند.درس دیگری هم در بعضی از مکتب خانه ها ،تدریس می شد که سیاق نام داشت.سیاق عبارت بود از شکل کوتاه شده کلمات که هر یک نشان دهنده یک رقم بود و از آنها در آموزش حساب استفاده می کردند.

نوع کتابی که درس داده می شد گاه تابع علاقه ی مردم بود,مثلاً طوالش بیشتر کتابهای سعدی و بابا طاهر را درس می دادند واین امر باعث می شد مردم آن ناحیه ابیات و مثل های زیادی را از سعدی بخاطر بسپارند.

از جمله چیزهایی که در بعضی از مکتب ها مورد توجه خاص قرار داشت هنر ((خوشنویسی)) بود.مکتب دار که در سایر شهرهای ایران بیشتر به ((ادیب)) , ((معلم)) , و ((مؤدب)) مشهور بود در گیلان نام دیگری داشت. در اینجا مکتب  را غالباً ((ملا خانه)) و مکتب دار را اگر مرد بود (( آمیرزا)) و اگر زن بود ((ملا جان)) و یا (( ملا باجی)) می گفتند.

خانه:   بعضی از ثروتمندان و توان گران ، چون از وضع نادرست تربیت اطفال در مکتب خانه ها آگاه بودند برای جلوگیری از سرایت خلق و خوی بد در فرزندان خود معلمی را که واجد شرایط  می دانستند برای تعلیم فرزندان خویش به خانه دعوت می کردند، تا در اطاقی که برای این کار اختصاص داده می شد به فرزندان  آنان خواندن و نوشتن بیاموزند.

مدرسه:   استفاده از مدرسه را باید از یادگارهای دورانی دانست که ایران حیات مستقلی پیدا می کرد.مردمی که پایبند

 معتقدات دینی بودند علاوه بر کمک در ساختن مساجد و تکایا قسمتی از املاک خود را که دارای درآمد سالانه منظمی بود برای  تامین هزینه های ضروری مسجد و یا تکیه وقف می کردند.منبع چنین درآمدی ممکن بود زمین مزروعی ، خانه و یا دکان باشد.

ناظر شرعی موقوفه موظف  بود طبق خواست و نظر واقف  ، اداره مدرسه را مورد توجه قرار دهد. او از محل عایدات موقوفه بودجه مورد نیاز  مدر سه را که باید صرف پرداخت حقوق کارکنان و معلمان یا تعمیر و رسیدگی به وضع  موقوفه می گردید به مصرف این امور  می رساند.

به طلبه هایی که در اتاق های این مساجد زندگی می کردند از عایدات موقوفه کمک هزینه هایی داده می شد.در پذیرفتن طلبه ها نکاتی مورد نظر قرار می گرفت.آنها معمولاً از میان افراد بالغ انتخاب می شدند تا بتوانند درسهائی را که به وسیله  مدرسین و یا جانشینان آنها داده می شد فرا گیرند.تعداد حجره ها یا اتاق های مدرسه محدود بود و پذیرفتن طلبه ها برای شبانه روزی با توجه به میزان درآمد موقوفه و نیز تعداد حجره ها صورت می گرفت.یاد گرفتن درس در این مدرسه ها با مطالعات و تمرینات و از راه مباحثه و گفت و شنود های منطقی صورت می پذیرفت.اگر مدرسه هایی که در مساجد تشکیل می شد دارای محراب بودند مردم برای گذاردن نماز به آنجا   می رفتند و فرصت داشتند تا از گفتار وعّاظ نیز استفاده کنند.

 آموزش و پرورش در گیلان از سال 1298 تا سال 1306 شمسی

در سال 1338  هجری قمری (اوایل تیر ماه 1298 شمسی) میرزا عیسی خان صدیق (دکتر صدیق اعلم) به ریاست معارف گیلان منصوب شد.وی به سبب دلبستگی شدیدی که به پیشرفت فرهنگ داشت در محله ی سبزه میدان ، در مکانی که در آن زمان  محل مدرسه احمدی بود، مدرسه ای بنام ((مدرسه متوسطه ی نمره یک)) تأسیس  کرد. این زمان مصادف با اوج گرفتن انقلاب در گیلان بود و بدین سبب محل این مدرسه از سبزه میدان به خانه حاج داوود منتقل گردید.اوضاع مدرسه تقریبا" مختل  بود.

در دوران نهضت جنگل ، اداره امور معارف گیلان را ابتدا حاجی محمد جعفر کنگاوری و بعداز او میرزا حسین خان جودت عهده دار بودند و وضع فرهنگ همانند گذشته جریان داشت.
تعداد مدارس گیلان در سال 1299 شمسی به 26 باب می رسید که از آن میان 11 باب ملّی  و 11 باب دولتی و 4 باب نیز از مدارس خارجی بودند.

از سال 1304 روند حرکت و جنبش در عوض کردن سیمای فرهنگی و روش گذشته ی آن با شتابی نسبتاً  تند آغاز گردید و کوشش هایی در جایگزین ساختن مدارس جدید به جای مکتب خانه ها مشاهده شد.کار تأسیس مدارس ابتدایی از شهرها به روستاهای گیلان کشیده شد و به موازات آن در شهرها نیز تعداد مدارس متوسط فزونی گرفت و تعداد افراد با سواد هم سال به سال افزایش یافت. در سال 6-1305  ریاست فرهنگ گیلان به  ((تربیت)) واگذار شد.آنگاه علی محمد خان پرتوی ((منیع الملک)) جانشین او گردید.در این ایام ضمن تأسیس مدارس پسران  ، در جهت تأسیس  مدارس  دخترانه  نیز       گام هائی  برداشته شد.به طوری که دیده می شود در این سال از تعداد   8125  نفر دانش آموز قریب یک سوم را دختران تشکیل می دادند.

معرفی تعدادی از مدارس دخترانه

 مدرسه متوسطه مهستی:این مدرسه در سال 1324 هجری قمری به وسیله آمریکائیها تآسیس شد.این مدرسه در سال 1312 شمسی توانست امتیاز تأسیس دورۀ کامل متوسطه را دریافت نماید.بودجه مدرسه پسرانه و دخترانه آمریکائی به وسیله انجمن خیریه آمریکا تأمین می گردید.این مدرسه با نام((دبیرستان فروغ)) به کار خود ادامه داد.

 

مدرسه دخترانه شمسیه :تأسیس این مدرسه در سال 1327 هجری قمری روی داد و به کوشش شیخ علی طالقانی(تنها) و بنا به درخواست سید حسن خان عدالت انجام گرفت.مدرسه شمسیه اولین مدرسه دخترانه ای است که در گیلان باز شد.هزینه های جاری این مدرسه  را عده ای از علاقمندان به پیشرفت معارف و از جمله آقای آصف الدوله و جمعی دیگر تأمین می  نمودند.این مدرسه بعدها با نام ((مدرسه بنات اسلامی)) به کار خود ادامه داد و مدیریت آن را خانم  احترام السیاده و نیز بصیرالدوله قائم مقامی، برادر شادروان ادیب الممالک فراهانی ،بعهده داشتند.

این مدرسه در سالهای 15-1314 شمسی نیز دایر بود و هرماه 300 ریال کمک هزینه از اداره فرهنگ دریافت می نمود.

مدرسه آذرمیدخت:میرزا حسین خان روحی کرمانی (نیکروان) از طلاب علوم دینی بود و نظام العلما لقب داشت به قصد تحصیل از کرمان عازم طهران شد و بعد به روسیه عزیمت نمود و در آنجا  زبان روسی را فراگرفت.در بازگشت در رشت  مسکن گزید و در این شهر همسری انتخاب کرد.

این زن که فرزانه خانم (مادام مدیر) نام داشت در سال 1337 هجری قمری مدیریت مدرسه آذرمیدخت را عهده دار گردید.این مدرسه بعدها با نام ((دبیرستان آذرمیدخت))توانست سالهای زیادی به کار خود ادامه دهد.

مدرسه پیک سعادت: این مدرسه در سال 1301 شمسی  توسط جمعیت پیک سعادت نسوان در رشت افتتاح گردید.تأسیس این جمعیت با تشریک مساعی بانوان روشنفکر و فاضله ای  از جمله پریرخ نویدی کسمائی(شیرینلو)،روشنک نوع دوست،فرخنده نویدی کسمائی(کشاورز)،جمیله صدیقی کسمائی و عده ای دیگر صورت گرفت.

فعالیت های این جمعیت در روزهایی که  زنان از اساسی ترین حقوق انسانی خود محروم بودند گام بزرگی در احقاق حقوق زنان بشمار می رود.

مدیریت این مدرسه با خانم روشنک نوع دوست بود.مسئولان مدرسه  با تأسیس کلاس های اکابر  به آموزش زنان بی سواد  همت گماشته و در این راه پیشتاز بودند.امور داخلی مدرسه با درآمدی که گروه تأتر و نمایش بدست می آوردند و اعضا میدادند،اداره می شد.

مدارس دخترانه گیلان در سال 1303 شمسی

شهر

نام مدرسه

نوع

نام مدیر

رشت

رشت

رشت

رشت

انزلی

لاهیجان

لاهیجان

لنگرود

دوشیزگان

آمریکائی نسوان

بنات اسلامی

آذرمیدخت

دوشیزگان

دوشیزگان

بنات اسلامی

دوشیزگان

دولتی

خارجی

ملّی

ملّی

دولتی

دولتی

ملّی

دولتی

خانم نشاط الدوله

میس کلارک

خانم احترام السیاده

خانم فرزانه

خانم معظم گرگانی

خانم افسر الدوله

خانم بیگم آقا

خانم ملک تاج خانم

 منبع:آموزش و پرورش در گیلان.استادجعفر خمامی زاده

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٥ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com