بهترین مطالعات من

یک وقتایی بود که مامان ها از صبح زود توی آشپزخانه تا خوده ظهر غذا می پختند. یعنی می خوام بگم طوری بود که بیشتر وقتا به کارهای دیگه نمی رسیدن و فقط و فقط آشپزی می کردند. برای کارهایی مثل نظافت خونه و جارو کردن ، عصرها یا روزهای تعطیل برنامه ریزی می کردند.

پلو و خورشت و کنارش سبزی خوردن یا سالاد ، ترشی های متنوع یا نازخاتون های خوشمزه به غذا یه رسمیت و ارزشی می داد که نگو. باید توی بشقاب های پهن و بزرگ اول برنج می کشیدی بعد خورشت رویش می ریختی و شروع می کردی به خوردن هرزگاهی هم به حاشیه های غذای توی سفره مثل تربچه و ترشی ناخنک می زدی. آخرشم که از توی پارچ چینی واسه خودت نوشیدنی می ریختی و می خوردی تا به قول مادربزرگا همه غذا رو بشوره و ببره پایین. بعدشم ظرف ها رو می شستی تا غذات هضم بشه.

دیزی هم از اون غذاهایی بود که باید با تشریفات می خوردی. یه گوشت کوب برمی داشتی و توی کاسه سنگی هی می کوبیدی. بعدشم قاشق قاشق میگذاشتی لای نون سنگک ، رویش هم سبزی خوردن بعدشم که دوغ و .....

گذشت تا اینکه رسیدیم به فست فودها

یه جعبه کاغذی که یه خمیر گرم توش بود که تمام سطحش پر از سوسیس و کالباس و ذرت کنسروی بود. به ما گفتن این اسمش هست پیتزا! یه بطری نوشابه هم کنار دستت.  لقمه لقمه با دست جدا می کردی میگذاشتی دهنت هرزگاهی هم بطری رو میاوردی جلو  یه میک به نی می زدی باز دوباره کمی دورش می کردی.

دیروز یه چیز جدید کشف کردم. این یکی دیگه very fast food !!!!!

دیروز رفته بودم رستوران گردی!!! این تفریح و سرگرمی جدید من در یک سال گذشته هست و قراره همه جا برم و غذاهای همه رستوران ها و شهرها رو تست کنم.آرزو دارم یک روزی بتونم خودم یک رستوران استثنایی باز کنم که همه مشتری ها از غذهای من لذت ببرند.

دیروز رفته بودم کول کاپ!

یک لیوان کاغذی یک بار مصرف بزرگ رو تصور کنید که تهش نوشابه خیلی سرد ریخته باشند و روی لیوان هم یک نصفه لیوان پلاستیکی باشه پر از غذاهای جور واجور که به سیخ بامبو کشیدن.

حالا دیگه ظرف غذا و نوشیدنی با هم ادغام شدن تا دیگه بیشتر از این توی زحمت نیفتیم که یک بطری نوشابه کنار دستمون نگه داریم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٦ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com