بهترین مطالعات من

زن در ایران و حتی قبل از ظهور زرتشت ، جایگاه والایی داشته است. زنان نماد قدرت،اقتدار و زندگی بودند و برای ایرانیان مقام خدایی داشتند. مادر خدایی یا خدای بانو در ایران  کهن از مهم ترین اعتقادات درونی مردم بود.


اکتشافات باستان شناسان در بدست آوردن تندیس های فراوانی از الهه ها، این ادعا را به درستی ثابت می کند. این طرز تفکری که در آن دوران و در جامعه ایرانی وجود داشت- یعنی مقدس شمردن زن- سبب شد که ما در سه دوره امپراطوری عظیم ایران؛ جایگاه والای زن را به خوبی شاهد باشیم.

پس از ظهور زرتشت ، خدای بانو های بزرگی چون میترا و آناهیتا مقام خدایی خود را از دست دادند و به عنوان ایزد بانو در بخش مهمی از فرهنگ و باور دینی مردم قرار گرفتند. در اوستا جایگاه زن و مرد،همه جا در یک ردیف، آورده شده است. در میان امشا سپندان ، امرتات (امرداد) و هورتات (خرداد) و سپنتا ارمئینی یا سپندارمذ (اسفند) ، مادینه بودند. بویژه سپندارمذ (اسفند) که نگهبان زمین است و خود نشانگر زایش و مادینه بودن می باشد.

در کتب مختلف اوستا، مقام و جایگاه زن را می توان به فراوانی مشاهده کرد. این کلامهای مقدس، خود به تنهایی بخش مهمی از اوستا هستند. در یشت ها آمده است: (( از فروغ و فر آنان است که زنان از فرزندان حمل گیرند)).((فروهر های نیک و توانای پاکان را می ستائیم و گروه زنان دارنده فرزندان نامور را می ستائیم.)). در ویسپرد آمده است: ((نوید می دهم به جای آورم، از برای زنان مزدا آفریده، دارنده فرزندان بسیار ، پاکان، ردان پاکی)) در وندیداد سوم، زن موجب احترام و سربلندی مقام خانواده یاد شده است در ویسپرد سوم ، اندیشه نیک و گفتار نیک  و احترام به شوهر ، سه صفت نیکوی زن عنوان شده است.

در روزگار زرتشت بانوان ایرانی در انتخاب همسر، بطور کامل آزاد و مختار بودند و با اراده و علاقه خود، همسر برمی گزیدند. نمونه بارز آن، ازدواج پوروچستا دختر زرتشت پاک با جاماسب است.

به زن در ایران باستان ناییریکا گفته می شود این کلمه از واژه ناییری به معنای دلیر گرفته شده است که شکل مادینه آن ناییریکا است. در ایران باستان بانو از صفات مهم زنان بود که به معنای فروغ و روشنایی است و کدبانو یعنی روشنایی خانه. همچنین دختر در زبان اوستایی دوغوذر و در زبان پهلوی دخت و دختر گفته می شود. واژه کنیزک نیز- برخلاف تصور امروزی- به معنای زن کوچولو است. دوشیزه نیز معنای زیبای دوست داشتنی کوچولو را می دهد.

معانی این واژه ها گویای این واقعیت است که بدانیم در فرهنگ گفتاری ایران باستان و حتی پیش از آن ، زنان و دختران با چه الحان و الفاظی خطاب می شدند. واژه های ستایش گونه آن دوران در برابر برخی واژه های ناپسند دوران ما که عصر پیشرفت و تمدن نیز نامیده می شود، جای بسی تأمل و تأسف دارد. واژه متعلقه که به معنای وابسته و طفیلی است و واژه ضعیفه که ساخته تفکر مرد سالاری دوران ما می باشد. از این نمونه ها هستند. تنها از میان همین الفاظ کافیست بدانیم شخصیت و مقام زن تا چه اندازه رفیع بوده است و مردان آن روزگار با چه دیدی به زنان و دختران عصر خود نگاه می کردند.

در دوره هخامنشیان ، زنان در سیاست و حکومت داری نیز نقش فعالی داشتند. خوزستان که یکی از ساتراپی های مهم هخامنشیان بود، در یک دوره حساس ، یک زن به عنوان استاندار در آن فعالیت داشته است.

سنگ نگاره ای در یکی از دیوارهای تخت جمشید وجود دارد که تصویر یک چرخ بزرگ را نشان می دهد، هخامنشیان زن را محور زندگی و کار می دانستند. این یکی از معدود تصاویر زن در تخت جمشید است چرا که ایرانیان زنان را بالاتر از آن می دانستند که تصاویرشان را بروی سنگ ها و دیوارها حک شود.

در دوره اصلاحات ساسانیان ، زنان می توانستند به عقد قرارداد و معامله بپردازند و در دادگاه از خود دفاع کنند و اگر مردی اموال همسرش را ضبط می کرد، دادگاه مطابق با برابری زن و مرد ، اموال زن را دوباره به او برمی گرداند.

قاضی محکمه ای که یک طرف آن دعوا زن بود، نمی توانست مجرد باشد و متأهل بودن قاضی در رسیدگی به چنین دعوایی اجباری بود. حتی اگر زنی به حکم دادگاه محکوم می شد، به احترام زن بودن او ، قاضی وظیفه داشت که در مجازات او تخفیف قائل شود.

تحصیلات زنان در رشته حقوق در عهد ساسانیان، آنان را تا مقام قضاوت بالا برده بود و این قابلیت در کتاب دینکرد ( از کتاب های تعالیم مذهبی) به خوبی اشاره شده است.

ریاست و فرمانروایی زنان در دوران هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان نیز بخشی دیگر از افتخار آفرینی بانوان ایران زمین بوده است: در زمان اردوان چهارم اشکانی، خزانه دار کشور بانویی بود بنام آرتا دخت که به شکل امروزی وزیر دارایی زمان خویش بود. پس از مرگ یزدگرد دوم ، همسرش دینگ تاج فرمانروایی را بر سر گذاشت. مهر این زن فرمانروا با اسم و لقب و تاجی که بر سر دارد موجود است.

پوراندخت دختر خسرو پرویز نامی ترین فرمانروای زن ایرانی است که دوکار مهم انجام داد: نخست امضای قرارداد صلح با هراکلیوس، قیصر روم و دوم : برگرداندن صلیب مسیح پیامبر (ع) به اورشلیم . در واقع او دو اشتباه بزرگ پدر خود را با درایت جبران کرد. ابن بلخی در فارسنامه آورده است:(( پوراندخت زنی سخت عاقل و نیکو سیرت بود و چون پادشاه شد یک سال خراج از مردم بیفکند و در میان رعایا طریق عدل گسترد)). فردوسی در شاه شدن پوراندخت می سراید:

یکی دختری بود پوران به نام                               چون زن،شاه شد کارها گشت خام

بسی دفتر خسروان خوانده بود                               که از تخم ساسان همو مانده بود

بزرگان بر او گوهر   افشاندند                                    بر آن تخت شاهیش بنشاندند

 

 

منبع:ستارگان پارسی ایران باستان.محمد امین حدیدی.1387

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٥ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com