بهترین مطالعات من

کنار بابا نشسته بودم و همین طوری که داشتم برایش پسته می شکستم نگاهم به تلوزیون بود.

(نوفل لو شاتو 116 روز)

در این برنامه ی شبه مستند ، صحنه های بازسازی حوادث انقلاب به حق تحسین برانگیز است.

موضوع این قسمت ملاقات مهندس بازرگان با امام در نوفل لو شاتو بود. بابا بیاد خاطراتش در سال 57 افتاد.

(( چقدر عمر ما زود گذشت . انگاری همین دیروز بود که امام دولت موقت بازرگان را تعیین و معرفی کرد. ما در همین میدان شهرداری شعار می دادیم. بازرگان بازرگان حکومتت مبارک ))

پدر چنان با هیجان این جمله را تکرار کرد که به قول خودش انگاری الان در تظاهرات هستند. هیجان و شور این جمله هنوز با پدرم همراه است. سرآخر آهی کشید و خطاب به تصویر مهندس بازرگان در تلوزیون گفت: خودت را عاقبت به خیر نکردی...

گفتم: بابا جان این جمله خیلی بی انصافیه!

گفت: آخه تو چه می دانی  دختر ، تو که نبودی. آن روزها وقتی دانشجویان خط امام به لانه جاسوسی ریختند دولت بازرگان به حالت قهر استعفا کرد چرا که قصد داشت وارد مذاکره با امریکا شود.

گفتم: البته که می دانم  تفکرات سیاسی دولت بازرگان با امام در یک خط نبود. اما مهندس بازرگان بعد از استعفا به گوشه ای رفت و هرگز هم  نخواست ضربه ای به ایران بزند. حتی به اسلامگرایان. این  نشان از  تعهدات اخلاقی و مذهبی این مرد دارد. قبول داری؟

بابا گفت: بله قبول دارم. اما چه فایده.

و من این طوری شده بودم:!!!!!!!!!!!

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com