بهترین مطالعات من

 

 این جمله معروف   ((دوست داشتن برتر از عشق است))  را  تقریبا همه شنیده ایم.
روی بیشتر پوستر هایی که از   دکتر شریعتی  چاپ  می شود , این جمله به چشم می خورد.سالهاست که همه به این جمله  ی  روی پوستر  اکتفا می کنند ,از  همه نوع  قشر و طبقه و ... از عوام تا دانشگاهی و روشنفکر:جالب اینجاست که با الهام از همین جمله کوتاه نطق  طولانی در  مدح دوست داشتن و مذمت عشق  می کنند و پشت استدلالات خود هم نام دکتر شریعتی را می آورند تا سند محکمی باشد برای ادعای  شان.اما یقین دارم هیچکدام  شان  متن کامل مقاله (دوست داشتن برتر از عشق است) را نخوانده اند.یا اگر خوانده اند , از این متن زیبا براستی چیزی نفهمیده اند.
 برداشت های  که از  این مقاله بسیار متد اول  است  و من نیز  بسیار شنیده ام ,  جملاتی ست از این دست:((  دوست داشتن از عاشق شدن بهتر است,اگر کسی را  دوست داری با او ازدواج کن,با او برو  و زندگی کن اما اگر عاشق کسی شدی از او دوری کن رسیدن  در عشق اشتباه  است!!!اگر کسی  را  دوست داری در عین حال    عاشق   دیگری هم هستی,     برو  به سراغ کسی که دوستش داری عشق را رها کن عشق یعنی غرق شدن اما  دوست داشتن یعنی شنا کردن.عشق خشن است و شدید و ناپایدار   و.....)).
افسوس که این متن زیبا و عمیق دکتر شریعتی را  اینگونه تعبیر و تفسیر می کنند.کاش اینان(( هبوط)) را خوانده بودند تا اینگونه درباره عشق قضاوت نمی کردند.
در کتاب هبوط در کویر:مقاله ششم.دوست داشتن از عشق برتر است. صفحه 323  , دکتر شر یعتی   قبل از شروع ,    در  یک مقدمه دو صفحه ای  در   تفسیر و رمز گشایی  این دو واژه  عشق و دوست داشتن  -که به  کررات در مقاله   آمده است  -   توضیح مفصلی داده اند.

((کتاب  هنر عشق ورزیدن را می خواندم که در آن ا ر یک  فر و م  با سرهم کردن حرف های کسانی چون .... می کوشد تا به نفع اومانیسم گله گشادی که تبلیغ می کند عشق ها را توجیه و تفسیر کند .... او ما نیست به  هر حال  یک کلی نگر ساده خوش قلبی است ... و چه می داند .... عشق بزرگ تری نیز وجود دارد ...عشق انسان به انسان عشق یک روح  به یک روح است.یک روح تنها و نیازمند به یک روح زیبا....در این انبوه خلق که همچون حشرات از زمین می رویند و هر یک به مصلحتی در این روزمرگی آلوده در هم می لولند و می میرند.دریغم آمد که آن را نیز عشق   بنا مم که شاعران آلوده اش کرده اند.خواستم ارادت بخوانم , ملا ها به حماقتش کشانده اند.گفتم بهترین کلمه در اینجا  خویشاوندی  است.خویشاوندی دو روح ,    دو بیگانه: با لطافت زیبایی که در ساختمان این کلمه است :(خویش) و (وند)! ترسیدم که نفهمند. به هر حال می گویم : دوست داشتن.و مقصودم عشق و  ارادت و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است  )).
این چنین است که دکتر شریعتی از استعمال واژه عشق بطور مستقیم در مقاله امتناع کرده اند. و از آن در لفاف واژه (  دوست داشتن) نام برده اند.حالا چطور ممکن است با مقدمه ای اینچنین واضح و روشن , باز  عامیانه بگوییم دکتر شریعتی عشق را قبول نداشته اند!. من هم عامیانه می گویم:در این مقاله گران بها هر جا که  واژه دوست داشتن آمده منظور همان عشق است و هر جا که واژه عشق آمده ,   منظور  عشق های قراردادی,عشق های آلوده به هوس و عشق های آتشین و زود گذر است.

 

تقدیم به روح بلند  دکتر علی شریعتی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٤ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com