بهترین مطالعات من

  نویسنده: فرهاد جعفری

 

چه انتظاری از خواندن  این رمان  دارید؟

 اگر بدنبال  این هستید  که فضایی شبیه به داستان های  ادبیات کلاسیک –که اولین مشخصه ی آنها  وزین بودن و ماجرای یک داستان عاشقانه سوزناک است -  را تجربه کنید , اشتباه  کرده اید.کافه پیانو کتاب عجیب و غریبی است که به سبک داستان های سنتی  ایرانی  نیست , بلکه درباره ی واقعیت های  روزمره ی زندگی  مردی است که عاشق ادبیات کلاسیک است.اصلا  همه ی چیزهای کلاسیک , آنتیک وقدیمی را دوست دارد:از آدم ها گرفته  تا , فیلم , رمان ,موسیقی,قهوه, سیگارپیچ نقره ای روسی و...

کافه پیانو در میان  نسل جدید رمانها و داستان های ایرانی  (داستان های مدرن)  متولد شده است ,که به جرات میتوان گفت در میان آنها یک شاهکار است. انتشار  بی امان این نسل از داستان ها  نشان میدهد که دیگر قرار نیست کسی به سبک کلاسیک  و سنتی  بنویسد. یا برای مثال دیگر قرار نیست چوپان عاشقی  نی محزونش را بردارد و زیر پنجره ی اتاق یک شازده خانم قجری  بنوازد.

چون انسان ها تغییر کرده اند!

حتی کیفیت عشقی که راوی داستان به همسرش- پری سیما - دارد شبیه آنچه که در نوع کلاسیکش دیده اید یا خوانده اید نیست.درک چنین عشقی برای برخی از مخاطبان بسیار سخت است.اما یک واقعیت بدیهی از روابط همسران در زمانه ی ماست.

یک تفاوت بسیار بارز کافه پیانو- با همتایان کلاسیک و مدرن اش- رفتار راوی داستان نسبت به حضور صفورا(زن دوم داستان) است.مردی که در شرف جدایی از همسرش است با این حال زن زیبا و لوندی  را که وارد زندگی اش شده –یا بهتر است بگویم وارد کافه اش  شده- را قابل رقابت با همسرش نمیداند و به هیچ قیمتی حاضر نیست به همسرش خیانت کند.نه از سنت  عقب مانده و نه از مدرنیته. عاشق تنها  دخترش است و همه ی زندگی اش  را برای او می خواهد؛گل گیسو –دختر راوی- کسی است که کل رمان بخاطر سوال کنجکاوانه او از پدرش شکل گرفته است و از ابتدا تا انتهای داستان حضور دارد. تربیت و رشد او برای راوی از همه چیز مهمتر است,دخترش را به روشی تربیت می کند که به جرات می توان  گفت در زمانه ما کمتر پدری پیدا می شود که برای پرورش دخترش تا این حد حساس ,پیگیر و آگاه باشد.

خلاصه تمام ارزش ها و مضامینی که در ادبیات سنتی مان سراغ دارید را در کافه پیانو به شکل امروزی آن خواهید دید. کافه پیانو یک تجربه تازه است که اطمینان دارم از خواندن آن لذت خواهید برد.

 

برگزیده هایی از متن کتاب

اگر می بینید کسی کار بزرگی نمی کند، برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند؛ یا اساسا آدم کوچکی است.

 

جدل ها تا به این اندازه دوام نمی آوردند.اگر که تنها یک طرف مقصر بود.

 


 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٤ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط شازده نظرات () |

Design By : nightSelect.com